تبليغاتX
یادداشت های علی سیبیل
...

((...وا ي بر من ، سوزد و سوزد

 

غنچه هايي را كه پروردم به دشواري

 

در دهان گود گلدانها

 

روزهاي سخت بيماري...))

 

 (م.اميد)

سلام دوستان !
واقعا من از تمام خوانندگان وبلاگم به دلیل وقفه ای که در آپ کردن وبلاگم به وجود اومد، معذرت می خوام (چه قدر هم که خواننده داره این وبلاگ من!!!)
خوب بریم سر اصل مطلب!
 دختر خانوم چند سالشه؟!!! (اوه ببخشید، اشتباه شد! آخه من هر وقت این جمله رو میگم یاد خواستگاری می افتم!!!)
جای همتون خالی توی این ده بیست روزی که بنده (شخص علی سیبیل!) در بستر بیماری بودم!(بله! بی معرفتا! اونم از عیادت اومدنتونه؟!!!نمیگین این علی سیبیله ما کجاس؟! مرده یا زنده اس؟!) و با "روزهای سخت بیماری" سر میکردم، یه کتابی خوندم به اسم "زهیر" که نویسنده اش کسی نبود جز "پائلو کوئیلیو" .



 یه شاهکار به تمام معنی! بعضی وقتها با خودم فکر می کنم این نویسنده ها یا زیادی نابغه اند و یا زیادی دیوونه اند!(البته نه همشون) خداییش یه چیزایی مینویسن که فکر میکنی دارن به جای تو فکر میکنن یا اصلا خود تو هستن! یا به قول صادق هدایت همون "زخمهایی که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد" رو اونقدر صریح و قشنگ برات توصیف میکنند و با واژه ها بازی میکنند که تا یه هفته منگ و مست میمونی که ای بابا اینادیگه کی ان؟!!! (همون نویسندها)



پائلو کوئیلیو یکی از پر خواننده ترین و تاثیر گذارترین نویسندگان امروز است (هییات داوران جایزه ی بامبی آلمان ،سال 2001).
برخی او را کیمیاگر واژه ها میدانند و برخی دیگر پدیده ای عامه پسند!.(این دسته ی دوم شاید در اشتباه باشن!)
اما در هر حال کوئیلیو یکی از تاثیر گذارترین نویسندگان قرن حاضر است.(چه من وشما بخوایم یا نخوایم!) خوانندگان بیشمار او از 150 کشور، فارغ از فرهنگ و اعتقادادت خود، او را نویسنده ی مرجع ما کرده اند.کتابهای او به 56 زبان ترجمه شده اند. افکار، فلسفه و موضوعاتی که او در نوشته هایش مطرح میکند بر ذهن میلیونها خواننده ای است که به دنبال یافتن راه خویش ، و روش های تازه برای درک جهان هستند.( مثل خود من!)
اولش میخواستم مثل رمان قبلی (خاطرات... سودا زده ی من!) فقط جمله های باحالشو براتون بیارم ولی دلم نیومد که خلاصه ای از کل کتاب رو اینجا نیارم!
(و اینک به ادامه همکارم توجه فرمایید!!!)
... او نویسنده ای برجسته است. میلیونها نسخه از آثارش به فروش رفته اند. برای چند نسل بعد خود ثروت دارد، هر دری به روی او گشوده است، آثار او زندگی میلیونها نفر رو در سراسر جهان دگرگون ساخته است. همسرش را دوست دارد. استر، همسرش خبرنگار جنگی موفقی است، نقش زیادی در موفقیت شوهرش داشته، و خودش هم آزادی کامل دارد تا به آرزوهایش برسد.
استر ناپدید می شود و هیچ ردی از او بر جای نمی ماند. او را دزدیده اند؟ کشته اند؟ یا شوهرش را ترک کرده است؟
"از او فقط زهیر میماند"

"... زهير به عربي يعني بيش از حد تابناك، مرئي، حاضر، چيزي كه نمي توان ناديده اش گرفت. چيزي كه وقتي براي اولين بار با آن ارتباط پيدا مي كنيم، كم كم فكر ما را اشغال ميكند، تا جايي كه نمي توانيم به چيز ديگري فكر كنيم.اين حال را ميتوان سلامت دانست يا جنون."(فرهنگنامه ي پديده هاي خارق العاده)

نويسنده در جستجوي همسرش، عشق گم شده اش، سفري دراز زا آغاز مي كند. در جهان واقعي اين سفر از پاريس تا قزاقستان است و در جهان دروني راوي سفر ‍ژرفي است در گذشته ي خود نويسنده؛ چرا كه او در اين سفر پي مي برد كه همسرش گم نشده ، بلكه خودش است كه در لايه هاي سرگذشت شخصي اش، در اشتهار و ثروت و افسانه ي شخصي خودش گم شده است و در اين جستجوي دوگانه به واقعيتهاي تكان دهنده اي در باره ي خودش، جامعه بشري، حقيقت، عشق و آرزو ژي ميبرد.

 به نقل از على اکبر قزوینى:"زهير اعتراف نامه ي پائلو كوئليو است. او در اين رمان ضمن اشارات فراوان به زندگي شخصي اش، داستاني بسيار شجاعانه ارائه داده، آكنده از عناصري كه خواننده اش را به باز انديشي در اعمال و عقايد و نظرات خود واميدارد."

تو روزهاي بعد منتظر جملات قصار(!) از اين كتاب باشيد...


 

 
+ نوشته شده توسط علی سیبیل در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 و ساعت 14:39 |

مادر! چه کلمه سهل و ممتنعی.

چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی!

جالب است که زبانهای مختلف برای مفهوم مادر کلماتی در همین حدود دارند.

مادر - مامان - مام - ام وmotherو... برای گفتن آن  لب حالت خاصی می گیرد! اوج احساس و عاطفه! اوج دوستی و محبت.  

خدای من! مادر، اسطوره ای مقدس است در زندگی انسان.

بزرگ و بلند.

 شاید نیمی از انسانها مادر شوند اما بازهم مادر بودن و مادری کردن مفهومی مقدس است.

پس با صدای بلند فریاد میزنم:

                                    مادرم روزت مبارک

این هم تقدیم به همه مادرها:

مادر!
بی تو تنها و غریبم
اتاق خالی ام بی تو چه سرده
مادر!
مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درده
فضای این خونه بی بوی تو هیچه
صدای تو هنوز این جا می پیچه
مادر مادر

هنوزم تو دلم
تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه
شعر آشتی مثه قدیما نمیخونه
مادر مادر

شبا با صدای لالائی های تو
خوابیدم
لالائی مادرم
حلا نوبت توست تو بخواب امیدم
مادر مادر

مادر!
بی تو تنها و غریبم
اتاق خالی ام بی تو چه سرده
مادر!
مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درده
فضای خونه بی بوی تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر مادر

هنوزم تو دلم
تموم قصه ها ت جوونه
خاله سوسکه دیگه
شعر آشتی مثه قدیما نمیخونه
مادر مادر

شبا با صدای لالائی های تو
خوابیدم
لالائی مادرم
حالا نوبت توست تو بخواب امیدم
مادر مادر

مادر مادر.... /

خواننده: حبیب / آلبوم: مرد تنهای شب / ترانه: مادر

+ نوشته شده توسط علی سیبیل در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 15:35 |