تبليغاتX
یادداشت های علی سیبیل - مجموعه دروغها!!!

همین اول یه توضیح در مورد تیتر بدم که مطلبی که در ادامه می خونید هیچ ربطی به فیلم "ریدلی اسکات" با بازی "دی کاپریو" و "گلشیفته" ی خودمون(!) نداره و صرفا جنبه سو استفاده داره! (شفاف سازی کردم که وقتی به ته مطلب می رسین نگین ای بر پدر هر چی...!!!)

و اما بریم سراغ من!

این روزها، من دیگر به کلمات اعتقاد ندارم، چون دیده ام و می بینم که می شود با کلمات دروغهای شاخدار و غیر شاخدار ساخت و به خورد دیگران داد. من این دروغها را می پذیرم ولی باور نمیکنم. من در برابر کلمات فقط سکوت می کنم!

این روزها، من دیگر به آدمها اعقاد ندارم چو دیده ام و می بینم که آنها با کلمات دروغهای شاخدار و غیر شاخدار می سازند و تحویل مردم می دهند. من آدمها را می پذیرم ولی آنها را باور نمی کنم. من در برابر آدمها هم فقط سکوت میکنم!

این روزها؛ ما آدمها (من!) دیگر به هم نمی گوییم که راجع به هم چه فکر می کنیم و برایمان اهمیتی ندارد که دیگران در مورد ما چه فکر می کنند. ما (من!) دیگر آیینه یکدیگر نیستیم (آخ نمی دونی غیبت چه قدر حال میده!!!) و این درد آور که چه عرض کنم فاجعه است...

و باز این روزها، ما افکار و اندیشه هایمان را در پس لایه های بی اعتمادی و فاصله هایی که با سکوت آکنده است پنهان می کنیم و بدین گونه است که آدمها برایمان تبدیل به مجسمه هایی می شوند که زبان سخن گفتن ندارند و یا اگر دارند شنیده نمی شوند چون لابد دروغ می گویند و آدمهای دورو برمان فقط جز لاینفک روزمرگی امان هستند!

اما بدبختانه موضوع به اینجا ختم نمی شود! چون وقتی دروغها بارها تکرار شوند سرانجام آدمها (من!) آنها را می پذیرند و بدتر اینکه بعد ها همین ها را به صورت قانون درمی آورند  و این درد آور که چه عرض کنم فاجعه است...

+ نوشته شده توسط علی سیبیل در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 12:10 |