این جملات مرتب از ذهنم می گذرد:
من نمی خواهم خودم را به هیچ کس تحمیل کنم !
من نمی خواهم به قیدهای کس دیگری اضافه شوم یا اضافه کنم!
من نمیخواهم به کسی بگویم که این کار را بکن و آن کار را نه!
من نمیخواهم...
من نمیخواهم...
من نمیخواهم...
چون وجدان من این اجازه را به من نمی دهد!
وجدان؟!
به راستی وجدان من چیست و کیست؟
شاید که وجدان من چیزی نیست جز معیار صادقانه ای از خودخواهی من!
من نمیخواهم خودخواه باشم!
پس باید از وجدانم بکاهم یا اینکه به دقت به آن گوش دهم! کدامیک؟!
+ نوشته شده توسط علی سیبیل در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت
12:51 |

